ماهانماهان، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

ماه زندگي مامان و بابا

مريضي جوجو ماماني

هفته پيش يعني تاريخ 22/7/92 وقتي صبح از خواب بيدار شدي و گريه كردي ديدم كه گلوت گرفته و تصميم گرفتم كه اونروز با خود بيارمت سركار و ببرمت دكتر واي كه چشمتون روز بد نبينه اولش كه گذاشتم روي صندلي بچه تو ماشين ذوق ميكردي و دست ميزدي ولي بعد از 20 دقيقه ديگه شروع كردي به گريه و اروم نميشودي بعد از چند بار ايستادن در كنار خيابان و تو رو بغل كردن باز هم آروم نشدي فكر كن ديگه مجبور شدم بغلت كنم و رانندگي كنم فقط دعادعا ميكردم كه افسر نباشه و با يه مشقتي بالاخره رسيدم سركار و بعد از اون براي برگشت به خانه به خاله ايي گفتم كه باهمون بياد بلكه تو توي بغل خاله آروم بشي ولي بعد از 10 دقيقه بازي با خاله خسته شدي و باز برنامه صبح رو پياده كردي ...
29 مهر 1392

نخوابیدنهای ماهان

سلام به گل پسر مامان امروز اومدم از نخوابیدنت بنویسم ماهان گلم ساعت 6 صبح بیدار میشی و خواب همه رو میگیری منکه هیچی میرم سرکار ولی مادر جون طفلک دلم براش میسوزه چهارشنبه ساعت 4 صبح بیداری شدی و شروع کردی به بازی کردن تا ساعت 6.30 و بعد بردیم گذاشتیمت پیش مادر جون و من و بابایی رفتیم سرکار  پنج شنبه و جمعه هم که ساعت 6 صبح بیدار بودی و مامانی الان که سرکارم از بیخوابی دارم چرت میزنم یه کم هوای ما رو داشته باش و بخواب عزیزم دوستت دارم تا بیکران بوس مامان آرزو
20 مهر 1392

ماهان ترسو مامان

ماهان مامانی تقریبا از همه چی میترسه از جارو برقی، از ماشین ریش تراش، سشوار و .... یادم آمد برات مینویسم . الهی قربون اون شیطنت برم که مادرجونی رو عاصی کردی آخه بچه جون مگه میخوای بری سرکار که ساعت 7 صبح از خواب بلند میشی مادرجون بیچاره چه گناهی کرده که خوابش میگیری تا صبح هم که نغ میزنی و نمیزاری مامانی بخوابه راستی ماهانی وقتی میخوای بدوی چهار دستو پا رو پاهات وایمیستی و مدوی الهی قربون اون دویدنت برم ناناز مامانی
13 مهر 1392

ببینید چه کارهای بلد شدم انجام بدم

کارهای که تو 9 ماهگی یاد گرفتم انجام بدم قربون اون دست زدنت برم بای بای هم بلدم بکنم با دست دایره المعارف ماهان تا 9 ماهگی ب ب ب = بابا دددد= مامان اه اه اه = وقتی یه چیزی میخوای نههههههههه:یعنی همون نه خودمون وقتی ذوق میکنی هههههههههههههه کش دار خیلی دوستت دارم پسر گل مامانی
13 مهر 1392